بازم معاينه چشم!!!!
دوشنبه 9 مرداد ساعت 18 با دکتر سنجري براي وپ وقت داشتي
و تا ساعت 2:30 ما آنجا بوديم
اما دکتر وپ نداشت
و شما فقط معاينه چشم شدي
با اينکه من به منشي و حتي دکتر گفته بودم شما تو خرداد ماه معاينه چشم شدي
دکتر گفت 3+ هست چشمات
و عصب چشم خداروشکر مشکلي نداره
اينو دکتر نادري هم گفته بود بهمون
فقط ويزيت الکي داديم همين
در راه برگشت
نزديک اذان بود با اينکه بابا جون روزه بود اما من خيلي گرسنه ام شده بود
تو خ پاسداران به بابا گفتم نگه داره و بره آش بگيره
با با رفت آش بگيره
که صداي اذان از راديو پخش شد
دست خودم نبود
بي اختيار اشک ريختم
خيلي حالم بد بود
حس فرياد زدن داشتم
دوست داشتم داد بزنم
اما نميتونستم
احساس کردم دلم شکسته است و شايد الان براي کسي دعا کنم
مستجاب شه
و براي بچه هاي کلوپ تاخيري دعا کردم
بابا که برگشت ديد صورت من خيس و حالم بده
دوباره با مهربوني :
ببين آش خريدم
بيا آش بخوريم
منم چون ميدونستم روزه است و اگه نخورم نميخوره
شروع به خوردن کردم
اما با يه بغض
تو اون حال يه بوسه ي آرومم کرد و گفت:
چرا ماماني گريه کردي؟
گفتم بخاطر آنيتا
دارم ديونه ميشم
گفت غصه نخور درست ميشه
اما ميدونم بخاطر من بود و خودش داغون تره
اي خدا
خدايا دل همه مادرا ي دل شکسته رو شاد کن....


بازم معاينه چشم!!!! 